یا تو یا هیچکس


وقتی چشمات دیگه اشکی برای ریختن نداشته با شه
 
وقتی دیگه قدرت فریاد زدنم نداشته باشی
 
وقتی دیگه هر چی دل تنگت خواسته باشه گفته باشی

وقتی دیگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته با شن

وقتی از درون تمام وجودت یخ بزنه

وقتی چشم از دنیا ببندی وآرزوی مرگ کنی

وقتی احساس می کنی دیگه هیچ کس تو رو درک نمی کنه

وقتی احساس کنی تنها ترین تنهای دنیا هستی
 
و وقتی باد شمع نیمه سوخته اتاقتو خاموش کرد
 
چشمهایت را ببند و با تمام وجود از خدا بخواه که صدات کنه

نظرات 3 + ارسال نظر
پيام چهارشنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1384 ساعت 11:41 ق.ظ http://iranbest.blogsky.com

سلام ٬ مطالب خوبی تو وب گذاشتی . هر روز هم داره بهتر میشه . موفق باشی .

محمد یکشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1384 ساعت 01:15 ب.ظ

وقتی رفتی همه چیز رفت همه دلبستگی رفت...
شب و روز من یکی شد حتی حس زندگی رفت......
دیگه بی تو مرده بودم ......
حرف مردم شده بودم.......
توی آغوش نبودت تو خودم گمشده بودم....
وقتی رفتی تازه فهمیدم کی بودی....
برای من تپش زندگی بودی ......
وقتی رفتی.......
آره رفتی.......

از تو مونده یادگاری واسه من بی قراری.......
خنده رو لبامه اما از دلم خبر نداری......
نه تو بودی نه ترانه نه یه حرف عاشقانه.....
من مگه از تو چی خواستم؟؟؟؟؟فقط و فقط علاقه.......

مردیخی دوشنبه 2 خرداد‌ماه سال 1384 ساعت 02:43 ق.ظ http://girl.blogsky.com

سلام
مرسی که سر زدی
دلم برای وبلاگت تنگ شده بود
بر می گردم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد