سلام
دو تا یادداشت پایین « عجب عشقی » و « من و پاییز »
از سروده های خانم « تینــــــــا سبحانی » هست.
لطفاْ اگه خواستین کپی بردارین با ذکر نام باشه.
با تشکر
یاس مهربون
من و درد هزاران غم در این راهـم
من و سرمایه ی ماتم در این کــارم
من و بغضی که نشکفته در این آهـــم
من و آهنگ آشفته در این سـازم
من و شبهای بی تابی چه شبــهایی، چه رویـــایـی
من و آوار تنهایی چه آواری، چه طــوفــــــانـی
من و سوگ دل مرده چه دل هــایی، چه بلــوایـی
من و تابوت عشق تو عجب عشقـی، عجب بــاری
من و ساغر، من و پیمانه و مستی چه حــالـی و چه احـــوالـی
عجب عشقی، چه رسوایی
من و پاییز با هم آشناییم
و هر دو زاده ی روز بلاییم
من و پاییز هر دو زرد زردیم
و زیر پای هر شاه و گداییم
من و پاییز، آهم، رو به مرگیم
برای زنده ماندن در دعاییم
من و پاییز در فکر بهاریم
ولیکن هر دو در فکری خطاییم