هیهـات ز ایــن رندی     ای وای ز تـو فریـاد
عشقت که بشد بر بـاد     یادت که برفت از یاد
زین بیش نکن مویـــه     من یـــار نمی خواهـم 
دیدم که خطا کـــردی     انکـــار نمی خــواهم 
صد بــــار شکستی دل     تکـرار خطا کــــردی
آخر به که من گویــم     با من تو چه ها کردی
تو گرچه جفا کاری،من با تو وفا کردم

درد دل محـــذونت،صد بــار دوا کـردم

صد بار به تو گفتم
صد بار دگر گویم
زین پس نتوانی دید

  یک بار دگر رویم

یک بار بگفتم این،تکرار نمی خواهم 

من از تو و چشمانت،اصرار نمی خواهم



سلام به همه دوستان عزیز
متنی که اینبار براتون گذاشتم یه کم طولانی هست ولی به یه بار خوندنش می ارزه.
این متنواونایی که یه بار ضربه ی درست حسابی از عشق خوردن،بخونن تا برای آخرین بار داغ دلشون توی سال ۸۳ تازه بشه.
البته یکی از همون آدما خودم هستم.
امیدوارم سال آینده سالی باشه
سراسر خوبی و خوشی برای من و امثال من

**************

همه حدس می زنند که نامه هایم را پاره کنى....می گویند چقدر عین هم
مینویسى ؟؟؟ لحنى...لحجه اى...دلیلى،لااقل عوض کن.
بگذار ندانند براى عوض کردن لحن و رنگِ چشم و بغض شعر و اشک هایى که مثل
مِه روی نامه می غلطند باید معشوق را عوض کرد...
دلم مى خواهد جوری که به گوش تمامشان برسد فریاد بزنم...او راعوض 
نمیکنم... پس داستان همچنان ادامه دارد

گلایه اى نیست... بارها درد کشیده ام و گفته ام که در مسیر عشق حتى اگر به
بهانه‌‌‌ نگاه کردن به پشتِ سرت هم برگردى عاشقی ات تا دنیا ، دنیاست زیر
یک علامت سوال پررنگ و بى جواب می رود!!!     
عشق معامله نیست که اگر قیمت مناسب بود ، به اندازه کافی هدیه بدى و
بمانى.... و اگر روبانِ نقره اى رنگِ جعبه هدیه اش یک تاىِ اضافی داشت زیر همه
چیز بزنى و بروى...
اینها که زیاد درد نیست عزیزم... بگذار از تشابه من ایراد بگیرند نه
تفاوت تو.... فدای یک تارِ موى پر از موجِ رنگِ شبت...
نازنینِ دیروز و بى مهرِ امروز و بی وفاى فردا...
همیشه عزیز و تاابد دوست داشتنى،عوضت نمى کنم با هیچ کس و هیچ چیز...  
تو هم بى جهت سعی نکن مرا از چشم روشنت بیندازىِ
من جایم قرصِ قرص است...به این سادگى ها که هیچ ، با همه سختى ها هم
نمى افتم
فاصله را بیشتر کردى که چه؟؟؟؟؟ فرار کنی از عشقِ مجنونى که اگه هم نباشى
تو را نفس مى کشد
کاغذ دستانت را آزرده نکند، این روز ها کاغذ ها هم مى برند و درد 
 می آورند،آدم ها که هیچ!!!
*******************
اونقدر روز و شبامو خونه ستاره کردى 
که بیادم نمى مونه نامه ها مو پاره کردى



کاش می شد لحظه ای پرواز کرد 

حرفهای تازه را آغاز کرد 
کاش می شد خالی از تشویش بود 
برگ سبزی تحفه درویش بود 
کاش تا دل می گرفت و می شکست 
عشق می آمد کنارش می نشست 
کاش با هر دل، دلی پیوند داشت 
هر نگاهی یک سبد لبخند داشت