این دستای من، تو اونا رو بگیر
 

تو فاتح و من توی چنگت اسیر
 

گریه من اگر که مقصود توست
 

مسکن روح تب آلود توست

این اشکهای من، چشماتو وا بکن
 

مرگ غرورم رو تماشا بکن